تبلیغات
موسسه دنیای زبان بین الملل قائم - مطالب شهریور 1394
 عجب مهمونی ای ! ! Quite a party
 مهمانی زنانه hen party
 مهمانی مردانه stage party
 لباس پلو خوری Sunday best
 لباس اسپورت casual


تاریخ : دوشنبه 2 شهریور 1394 | 06:46 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات
  white elephant به چیزی گفته میشه که براش هزینه س زیادی پرداخته شده ولی در واقع بی فایده س!!

 A lot of the stadiums built for the Olympics are now just white elephants

 

elephant in the room به چیزی گفته میشه که مهم و واضحه و کسی در موردش بحث نمیکنه چون باعث ناراحتی میشه!


Everyone talked about what the restructured business should be like, but no one dared mention the elephant in the room – how many people will lose their jobs



تاریخ : دوشنبه 2 شهریور 1394 | 06:45 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات
complete , end , finish
همه این کلمات به یک معنی (پایان، تمام شدن) هستن، اما،

در حالت کلی از finish برای بیان کارهایی که مرتبا در حال انجام شدن هستن استفاده میکنیم،
مثل غذا خوردن یا سر کار رفتن.
.I finish work at five

از complete برای بیان انجام نهایی یه کار استفاده میشه.
.The jigsaw puzzle is complete
از complete برای بیان اتمام کاری که غالبا انجام نمیدیم هم استفاده میشه.
.He completed his first novel in 1984

و از end برای بیان اتمام چیزی استفاده میکنیم.
.The World War One ended in 1918


تاریخ : دوشنبه 2 شهریور 1394 | 06:43 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات
complete , end , finish
همه این کلمات به یک معنی (پایان، تمام شدن) هستن، اما،

در حالت کلی از finish برای بیان کارهایی که مرتبا در حال انجام شدن هستن استفاده میکنیم،
مثل غذا خوردن یا سر کار رفتن.
.I finish work at five

از complete برای بیان انجام نهایی یه کار استفاده میشه.
.The jigsaw puzzle is complete
از complete برای بیان اتمام کاری که غالبا انجام نمیدیم هم استفاده میشه.
.He completed his first novel in 1984

و از end برای بیان اتمام چیزی استفاده میکنیم.
.The World War One ended in 1918


تاریخ : دوشنبه 2 شهریور 1394 | 06:41 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات


little به عنوان صفت به کار میره و معنی small میده.
.I’d love to have a little elephant as a pet


به برادر و خواهر های کوچکتر هم little  گفته میشه حتی اگه بزرگسال باشن!
.My little sister is about to turn forty

little به معنی not much  یعنی "نه زیاد" هم هست و با اسم های غیرقابل شمارش به کار میره:
.There is little information on their website
a little یعنی  some  یا میزان کمی :
.There’s only a little bit of milk left

a little  میتونه ضمیر هم باشه :
.I gave him a bowl of spaghetti and he only ate a little

و یا همراه صفت ها بیاد :
.I’m feeling a little tired
و با فعل ها :
.I ran a little to see how the knee felt

و با صفت های تفضیلی :
.This feels a little heavier than that


تاریخ : دوشنبه 2 شهریور 1394 | 06:41 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات
also, as well, too

هر سه به یک معنی ( به علاوه, همچنین ) هستنن اما در موقعیت های مختلف  در یک جمله مورد استفاده قرار میگیرن.

 ‘as well’ و ‘too’ در آخر جمله استفاده میشن.
.I want a pay rise too
.I want a pay rise as well

اما also  اکثرا با یه فعل استفاده میشه.
.I also want a pay rise



تاریخ : دوشنبه 2 شهریور 1394 | 06:38 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • ایف آی دی