تبلیغات
موسسه دنیای زبان بین الملل قائم - مطالب اردیبهشت 1394


تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 08:07 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات


تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 08:07 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات


تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 08:06 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات
سلام.

این یه فایل پی دی افه برای چطور تدریس کردن فونیکس! تقدیم به دوست عزیز سارا که درخواست کرده بودن! راستش وقت نداشتم کامل نیگاش کنم...یه نگاه اجمالی داشتم دیدم بد نیست! حالا یه مطالعه داشته باشید ببینید چطوره!

دانلود کنید!

انشالا وقتم آزادتر بشه درخدمت همه دوستان و کاربران خواهم بود!



تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 07:51 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات


تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 07:45 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات

دوستم از بس که می‌خواند زبان

می‌زند بیرون زبانش از دهان

گفته از بس Can you speak English

رفته از یادش زبان مادریش

کرده پشتش را به آداب و رسوم

گفته است: «I am blackboard in the room»!

او که کلی شعر حافظ حفظ بود،

تازه گاهی چیزهایی می‌سرود،

دور از آن احوال عرفانی شده

روزگارش «Just for fun»ی شده

می‌خورد اسپاگتی، لازانیا

فست‌فودی Made in Italiya

می‌کند موزیک در گوشش Play

هرچه می‌گوییم، می‌گوید: «Okay»!

 

قبل خوابش هم به جای شب به خیر

«Good night»ی می‌کند با بقیهShare

سیم قلبش بس که وایرلس شده

تازگی‌ها اندکی دپرس شده

چون رسیده دوستی‌هایش به End

استتوسش گشته «I have no Friend»!

ای فدای غصه‌ی هر روز تو

«I’m sorry»های عالم‌سوز تو

خسته‌ایم از جمله‌های خارجیت

لطف کن این جمله‌ها را کن Delete

بعد از این آداب و ترتیبی بجو

زیردیپلم حرف‌هایت را بگو!



تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 07:44 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات

در این پست جملاتی در زبان انگلیسی بیان شده است که برای دادن پیشنهاد کمک به کار می­ رود.


A: اگر قصد داشته باشیم به دوستی که در حال انجام کاری است، پیشنهاد کمک بدهیم عبارت های زیر به کار می­ رود.

 

1- کمک می­ خواهی؟

(Do you) want any help?

 

2- کمک لازم داری؟

(Do you) need any help?

 

3- می­ تونم کمک کنم؟

Can I help?                     

 

4- می­ت ونم کمکت کنم؟

Can I give you a hand?

 

B: برای دادن پاسخ مثبت به پیشنهاد کمک از عبارات زیر استفاده می­ شود:

 

5- بله اگر زحمتی نیست.

Yes, if it’s no trouble.

 

6- بله اگر برایت اشکالی ندارد.

Yes, if you don’t mind.

 

C: برای دادن پاسخ منفی از عبارات زیر استفاده می­ شود:

 

7- نه متشکرم از عهده­ اش برمی­ آیم.

No thanks. I can manage.

 

8- نه خوبه. خودم می­ تونم انجام بدم.

No, that’s ok. I can do it myself.

 

D: در موقعیت های رسمی تر برای پیشنهاد کمک، عبارات زیر به کار می­ رود:

 

9- می­ خواهید ظرف­ها را از روی میز جمع کنم؟

Would you like me to clear the table?

 

10- اگر میل داشته باشید، گیاه ­ها را آب می­ دهم.

I’ll water the plants if you’d like.

 

E: اگر در پیشنهاد کمک قصد تعارف کردن و اصرار کردن را داشته باشیم، عبارت زیر به کار می­ رود:

 

11- بگذارید یکبار هم که شده من این کار را بکنم.

 Let me do it for once.

 

12- از پیشنهادتون ممنونم اما نمی­خوام به شما زحمت بدم.

I appreciate your offering but I don’t want to trouble you.

 

13- تعارف نکن. بگذار کمکت کنم.

Oh, come on. Let me give you a hand.

 

14- تعارف نکن. وقتی من می ­تونم کمک کنم، مجبور نیستی این­کار را تنهایی انجام بدی.

Oh, come on. You don’t have to do it yourself if I’m here to help.

 

F: اگر بخواهیم به شخصی که اتفاقی بدی برای او افتاده پیشنهاد کمک دهیم، عبارت زیر استفاده می­ شود:

 

15- هیچ کمکی از من برمی ­آید.

Can I do anything to help?

 

16- چه کمکی از دست من برمی­ آید؟

What can I do to help?

 

17- می­ خواهید زنگ بزم آمبولانس؟

Should I call an ambulance?

 

18- لطفا میشه کمک کنید بلند شم؟

Can you help me up, please




تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 07:43 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات
همین و کم داشتیم!
that crowns it all.

همینه که هست!
like it or lump it.
...

هنر کردی!
big deal!

هنوز بچه ای!
you`re wet behind the ears.

دهانش بوی شیر میدهد.!
he`s as green as grass.

هنوز کجایش را دیدی؟(تازه اول بدبختیه)
it`s the thin edge of the wedge.

هوا تو دارم.
i am with you.

هول شدم!
i got panicky.

هیچ جا مثل خونه ادم نمیشه.
east or west,home is best.

یتیم شد.
he was orphaned.

یالا!تکونی به خودت بده!
come on!shake a leg!

یکبار برای همیشه.
once and for all.

یکه خوردم.
i was taken aback.

هم عقیده هستیم.
we are of the same mind.

همه فن حریف است.
he is a handy man.

هرطور میل شماست.
as you wish.

هرطور صلاح بدانید
as you think proper .

هر چیزی حدی داره.
there is measure in all things.

زیر قول خود زد.
he broke his word/promise.

زیپ دهانت را بکش.!!
button your lip.


تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 07:41 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات




BEGIN
YO
UR DAY WITH LOOKING AT THE MIRROR
   
AND TELL YOURSELF:TODAY I AM GOING TO Do

 EVERY THING IN THE BEST POSSIBLE MANNER

AND DO IT THERE AFT


تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 07:39 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات
Through & Thorough
Through
ازمیان،
ازوسط
Thorough
تمام و
کمال، درست و حسابی
They
were suddenly plunged into darkness as the train went through
a tunnel
The
doctor gave him a thorough check-up

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 | 04:31 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات
لطفا این مقدمه را بخوانید

1- آیا این لغات واقعا مشابه و گیج کننده اند؟

در طول چندین سال، بعد از اینکه کتاب های لغت مختلفی را مطالعه کردم درمرورهای متوالی متوجه شدم که لغات خاصی را اشتباه می گیرم به همین دلیل تصمیم گرفتم این لغات را دسته بندی کرده با مثال درچندین پست تقدیم شما کنم بنابراین این یک تحقیق شخصی است تا دانشگاهی وعلمی

2- اکثرا این لغات را از کتاب های لغت معتبر گلچین کرده ام با این وجود لغات پراکنده ای را هم در صورت لزوم اضافه کرده ام تا مجموعه ای در خور مطالعه بوجود بیاید

3-سعی کرده ام پست ها از درجه سختی متناسبی برخوردار باشند به عبارتی در هر پست لغات آسان و مشکل را در کنار هم قرار داده ام

4- کتاب هایی لغتی که مبنای کارم بوده اند را در آخرین سری از این پست ها فهرست خواهم کرد اما ذکر این نکته لازم به نظر می رسد که منابع اصلی بنده در انتخاب مثال ها و معادل ها ، دیکشنری انگلیسی به انگلیسی لانگمن کانتمپرری ودیکشنری  انگلیسی به فارسی هزاره بوده اند

5- اگر شما هم بعد از مطالعه این واژه ها،لغت یا لغت هایی را با این گروه لغات مشابه تشخیص دادید در صورت تمایل در بخش نظرات قید کنید

 

1) Personnel & Personal

Personnel

پرسنل، کارکنان

Personal

شخصی

Medical personnel

پرسنل پزشکی

Personal belongings

وسایل شخصی


ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 | 04:29 ب.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات

عبارتهای مختلفی برای بیان نزدیک بودن چیزی یا کسی به جایی در زبان انگلیسی وجود دارد عبارتهای زیر در مورد نزدیک بودن و مربوط به " خانه " است که اکثرانها مورد استفاده در سایر موارد نیز هستند :


  • Just next door (to my home)
  • Just beside
  • On my street / On the same street as..
  • Just up / down the road
  • Not far from (my home)
  • Right on my doorstep
  • Just a stone's throw away
  • Just round the corner
  • A two-minute walk from..
  • In your neck of the woods
  •  




    تاریخ : پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 | 07:35 ق.ظ | نویسنده : پریسا محمدی | نظرات
    .: Weblog Themes By SlideTheme :.
    

  • ایف آی دی